Iran National Front, USA

Home Page

Views | News | Statements | Documents

Demonstration in Norway to Support Mansour Osanloo, Head of Directors of " Tehran Bus Workers Syndicate ", Mr. Osanloo is in Islamic Republic Jail "
June 26, 2008

Please be patient, the below are graphics and may take a moment to load.
This web page is printable.

صحنه ای از راهپیمایی در حمایت از اسانلو در نروژ

پروانه اسانلو: حمايتها از همسرم مايه دلگرمی است

بهروز کارونی
 

رادیو فردا: منصور اسانلو، رييس هيات مديره «سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه»، در روز ۲۸ خرداد ماه، از بخش سی سی يو در بيمارستان لبافی نژاد تهران به بهداری زندان اوين منتقل شد.

او چند روز قبل از اين انتقال، در نامه به سازمان های بين المللی، به تشريح شکنجه های خود در مدت زندان خود پرداخته بود.

آقای اسانلو در روز ۱۹ تير سال گذشته در نزديکی منزل خود توسط ماموران امنيتی که خطاب به جمعيت حاضر، او را دزد می ناميدند، بازداشت شد.

تا سه روز، هيچ خبری از وی منتشر نشد و مقام های امنيتی و قضايی از تاييد بازداشت و اعلام مکان نگهداری اش خودداری می کردند.

اما پس از سه روز و پس از پخش شايعه قتل او و اعتراض های بين المللی، اعلام شد که اين فعال کارگری بازداشت شده است و در زندان اوين است. پس از آن نيز منصور اسانلو به اتهام اقدام عليه امنيت ملی به پنج سال زندان محکوم شد.

در شرايطی که به سالگرد بازداشت منصور اسانلو که نامی شناخته شده و مشهور در ميان رسانه ها، سازمان های حقوق بشری و اتحاديه های کارگری در جهان به شمار می رود، با پروانه اسانلو، همسر آقای اسانلو، در برنامه هفتگی گفت و گوی ويژه راديو فردا (که سه شنبه ها بعد از اخبار ساعت ۱۹ پخش می شود)، درباره فعاليت ها و زندگی خصوصی اين فعال کارگری به گفت و گو نشستيم.

خانم پروانه اسانلو از زندگی و کارنامه همسرتان منصور اسانلو برايمان بگوييد.

متولد سال ۱۳۳۸ است و تقريبا ۴۸ سال دارد و مدت ۲۵ سال کارمند شرکت واحد بوده است.

اوايل کار به عنوان راننده شرکت واحد، انجام وظيفه می کرد و بعد از ۱۵-۱۰ سال کارمند شرکت واحد شد. در دانشگاه پيام نور تحصيل می کرد و سال سوم رشته فيزيک کاربردی بود که به دلايل مختلف از جمله مشکلات اقتصادی، مجبور شد دانشگاه را رها کند زيرا شرايط اقتصادی زندگيمان بسيار بد بود و او مجبور بود چند شيفت کار کند.

 از همان ابتدا دغدغه مسائل قانون کار، حقوق خودش و کارگران را داشت و تلاش می کرد هميشه با کارگران در اين رابطه صحبت کند و آنها را به حقوق خودشان آگاه سازد.

علت تغيير سمت او از رانندگی شرکت واحد به کارمند اداری چه بود؟ آيا علت خاصی داشت؟

خير، بخشنامه ای در شرکت واحد تصويب شد، مبنی بر اين که افراد ديپلمه می توانند تغيير سمت دهند. او هم جزو کسانی بود که تغيير سمت داد، زيرا کار رانندگی بسيار دشوار بود و او ديسک کمر داشت و بايد استراحت می کرد، به همين خاطر شغلش را تغيير داد.

 مدتی نيز به عنوان مسئول مددکاری، در شرکت واحد کار می کرد. آنها دائم او را در مناطق مختلف می چرخاندند و سعی می کردند در يک جا نگه ندارند.

آقای اسانلو از چه زمانی به طور اخص، وارد کار سنديکايی شد؟

از ابتدای سال ۸۴ دنبال تشکيل هيئت مؤسس بود و مجمع عمومی شان را در بهار ۸۴ قبل از انتخاب آقای احمدی نژاد، يعنی اواخر رياست جمهوری آقای خاتمی،  تشکيل داد.

 از آن به بعد به طور دائم فقط درگيری، زندان و کتک شامل حال او شده است. من تا کنون انبوهی از لباس های پاره او را نگاه داشته ام که همه آنها يا دکمه ندارد يا يقه هايشان پاره شده است.

خودتان چه فکر و احساسی در مورد فعاليت های صنفی آقای اسانلو داريد؟

به طور طبيعی فعاليت های صنفی آقای اسانلو تأثير تنگاتنگی در زندگی ما داشته است.

من و آقای اسانلو از لحاظ عاطفی بسيار به هم وابسته بوده و هستيم. هر خانواده ای دوست دارد افراد خانواده درکنار هم باشند، ولی ما در اين سه سال آقای اسانلو را کنار خودمان نداشته ايم و اين مسئله، هم من و هم بچه ها را بسيار اذيت می کند زيرا به او وابسته هستند و او را دوست می دارند، البته او چون مرد است ممکن است ناراحتی خود را بروز ندهد.

 اين مسئله نه تنها از نظر عاطفی بلکه از نظر اقتصادی نيز آزارمان می دهد، زيرا اين جا اگر چند نفر هم کار کنند باز هم چرخ زندگی نمی چرخد، چه برسد به اين که مرد خانواده نتواند کار کند.

من می بينم که آقای اسانلو حق را می گويد و چيزی خارج از ضوابط قانونی و عليه مملکت نگفته و واقعا درحقش ظلم شده است. اين که او حق را می گويد و در حقش ظلم شده، بسيار ناراحت کننده است و مرا مجاب می کند که با او همدرد و همراه باشم و اين وضعيت سخت را تحمل کنم.

آقای اسانلو به خاطر فعاليت های خود در سطح جهان، به خصوص بين سازمان های کارگری و رسانه ها شناخته شده و به خاطر مبارزات صنفی مورد حمايت اتحاديه های کارگری قرار داشته است. شما از اين حمايت ها و همبستگی هايی که با آقای اسانلو می شود چه احساسی داريد؟

اين حمايت های داخلی و خارجی، احساس دلگرمی به ما می دهد، اين احساس که خانواده ما تنها نيستند.

بسيار اميدوارم که اين حمايت های بين المللی بتواند به پرونده آقای اسانلو کمک کند و مقامات کشور ما را متوجه کند که قضيه آقای اسانلو اصلا سياسی نيست و فقط صنفی و در راستای مسائل کارگری است.

او به هيچ عنوان قصد انجام کار غير قانونی دراين مملکت ندارد و هدفش احقاق حقوق کارگران است. من اميدوارم اين حمايت ها تأثير مثبت داشته باشد.

فکر می کنيد آقای اسانلو، چگونه اين شهامت را پيدا کرده که در راه احقاق حقوق کارگران مبارزه کند؟

او آگاهی زيادی از مسائل سنديکايی و کارگری داشت. همين آگاهی از مسائل و اين که می دانست حق با اوست و گناهی مرتکب نشده و به صورت قانونی عمل می کند، به او جرأت می داد تا کارش را پيش ببرد.

با توجه به شناختی که از آقای اسانلو داريد، فکر می کنيد آينده فعاليت های او چگونه است؟

آينده را نمی شود پيش بينی کرد، ولی اميدوارم شرايط آينده بهتر اکنون باشد و لااقل خود آقای اسانلو بتواند نتيچه اين زحمت ها و تلاش ها را ببيند.

کما اين که دست آوردهای سنديکا تا حدودی مشخص شده است. به عنوان مثال، در حال حاضر به کارگران شرکت واحد بن می دهند و ۱۵۰-۱۶۰ هزار تومان حقوق آنها افزايش يافته است، همچنين صبح و عصر به آنها شير و کيک می دهند و تصويب شده که سالی دو دست لباس به آنها بدهند. اين در حالی است که قبلا، کارگران شرکت واحد را آدم به حساب نمی آوردند.

همين دست آوردها به تدريج نشان داد که سنديکا می تواند مثبت باشد و اين مسئله برای آقای اسانلو بسيار خوشحال کننده است.

کارگران شرکت واحد، چه عقيده ای درمورد آقای اسانلو دارند؟

آن طور که ما از قلبشان خبر داريم، همه آنها دلشان با آقای اسانلوست. ولی بين آنها، جو رعب و وحشت وجود دارد و ترس از دست دادن لقمه نانشان.

علايق آقای اسانلو چه چيزهايی است؟

به کوهنوردی، شنا، کتاب و مطالعه به شدت علاقمند است. بدون اغراق بايد بگويم کاری نيست که آقای اسانلو نتواند انجام دهد. او دوست دارد در هر کاری تلاش کند.

به چه کتاب هايی علاقمند است؟

او شعر می گويد و در درجه اول، عاشق شعر و کتاب های شعر است و در درجه دوم رمان خيلی دوست دارد. از تمام نويسنده ها و هر کتابی را که دستش بيايد، می خواند.

موسيقی هم گوش می کند و به چه موسيقی علاقمند است؟

موسيقی کلاسيک دوست دارد.

در کارهای خانه کمک می کند؟

بله، هميشه در کارهای بچه ها به من کمک کرده و لباس هايشان را شسته است . ظرف هم می شويد و به حقوق من کاملا آشناست و در هر فرصتی که پيش آيد به من کمک می کند، مگر اين که نتواند. او مرد واقعا خوبی است.

 بسيار متواضع است و خوشحالی کارگران خوشحالی اوست. طوری رفتار می کند که تصور نمی کنيد که دنبال موقعيتی خاص يا منافعی باشد. خدا شاهد است تا کنون، نه حساب بانکی دارد و نه دسته چکی و نه يک آلونک شخصی. 

----

كارگران شركت صدرا در بوشهر اخراج شدند

كارگر شركت صنعتي دريايي ايران (صدرا) در بوشهر به دنبال اتمام مدت قراردادشان از اين شركت اخراج شدند.

دسترنج: رييس سازمان كار و امور اجتماعي استان بوشهر گفت: 340 كارگر شركت صنعتي دريايي ايران (صدرا) در بوشهر به دنبال اتمام مدت قراردادشان از اين شركت اخراج شدند.
به گزارش ايرنا، حسين باشي زادگان با بيان اين مطلب افزود: در پايان سال گذشته مدت قرارداد 440 نفر از كاركنان شركت صدرا تمام شد كه با پيگيري‌هاي مسوولان استان بوشهر، قرارداد اين افراد به مدت سه ماه با اين شركت تمديد شد.
وي اظهار داشت: به دليل پايان يافتن برخي پروژه‌هاي صدرا و نياز نداشتن به اين نيروها، اين شركت از تمديد قرارداد اين افراد خودداري كرد و آنان با هدايت سازمان كار براي دريافت حقوق خود و استفاده از بيمه بيكاري اقدام كردند.
باشي‌زادگان اضافه‌كرد: بنا به اعلام نياز شركت صدرا 100 نفر از مجموع 440 نفر ياد شده به‌رغم اتمام قراردادشان هنوز در جزيره صدرا مشغول بكار هستند كه صدرا براي اخراج و يا تمديد قرارداد آنان اقدامي نكرده است.
وي در خصوص شايعه اقدام صدرا به اخراج يكهزار كارگر بوشهري گفت: اين شركت در سالجاري تصميم دارد دست به اصلاح ساختار بزند كه اين امر بايد با هماهنگي مسوولان ارشد استان بوشهر صورت بگيرد ولي تاكنون شركت صدرا در اين زمينه اقدامي نكرده است.
شركت صدرا در بوشهر در زمينه ساخت كشتي و سازه‌ها و سكوي نفتي دريايي فعاليت مي‌كند.

----

گزارشگران بدون مرز: انجمن صنفی روزنامه نگاران، قربانی باج گیری دولت ایران

پنج‌شنبه، 6 تیر 1387

کارزار دولتي عليه انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران با ارسال نامه ای تحديد آميز از سوی وزارت کار که در آن به " واجد شرايط انحلال" بودن اين تشکل مستقل اشاره شده است، ابعاد نگران کننده ای به خود گرفته است.

گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام مي کند : " اين اقدامي دیگری از سوی مقامات ايران برای به سکوت بيشتر وادار کردن مدافعان آزادی بيان و مطبوعات در ايران است. برای حرفه کاران رسانه‌ها داشتن تشکل صنفي و آزادی انجام وظايف حرفه ای خود شرطي حياتي است. ما مقامات مسئول ايران را به رعايت حقوق صنفي روزنامه نگاران فرا مي‌خوانيم . "

در تاريخ سه شنبه ٤ تيرماه اعلام شد که وزارت کار و امور اجتماعي طي نامه‌ای انجمن صنفي روزنامه نگاران را " واجد شرايط انحلال" اعلام کرده است. در این نامه نوشته شده است "وزارت كار و امور اجتماعي از شناسايي آن انجمن و معتبر تلقي كردن كليه فعاليت‌هاي آن در چارچوب آئين‌نامه و مقررات تشكل‌هاي صنفي معذور است.‌" مقامات دولتي با استفاده از ابهامي در اساسنامه انجمن خواهان " تجديد انتخابات اعضاي هيئت مديره انجمن صنفي" شده بودند. پس از مجمع عمومي انجمن در مرداد ماه ١٣٨٥ مسئولان اين تشکل از سوی مقامات دولتي برای "راه پیدا ‌کردن تعدادی از روزنامه نگاران محافظه‌‌کار نزديک به دولت" به هیئت ‌مدیره منتخب، تحت فشار قرار داشته اند. ماشاله شمس الواعظين سخنگوی انجمن با اعلام این امر تاکيد کرده است" مکاتبات و گفتگوی انجمن با وزارت کار و امر اجتماعي برای پيدا کردن راه حلي و تصحيح اساسنامه به نتيجه نرسيده است. وزرات کار برای انحلال انجمن به رد شکايت این تشکل در تاريخ ١٤ فروردين ماه سال جاری از سوی دیوان عدالت اداری استناد کرده است.

انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در سال ١٣٧٦ و در آغاز دوره رياست جمهوری محمد خاتمي با مجوز وزارت کار فعاليت های خود را آغاز کرد و امروز دارای نزديک به ٤٠٠٠ عضو است. در مجمع عمومي مرداد ماه ١٣٨٥ بسيج روزنامه نگاران دولتي برای در دست گرفتن هيات مديره انجمن ناکام ماند. و از آن زمان دولت احمدی نژاد جنگ علني را با اين تشکل مستقل روزنامه نگاران را آغاز کرده است.

از زمان به قدرت رسيدن محمود احمدی نژاد تهاجمي سخت گيرانه عليه جامعه مدني آغاز شده است، تا امروز ده ها انجمن مدني در ايران ممنوع و يا منحل شده اند.

وزارت کشور دولت ايران در مرداد ماه سال ١٣٨٥ نيز قصد داشت کانون مدافعان حقوق بشر را غير قانوني اعلام کند. اين تشکل مدافع حقوق بشر توسط وکلای صاحب نام ايراني چون شيرين عبادی، برنده ي جايزه صلح نوبل، محمد سيف‌ زاده، محمدعلی دادخواه، عبدالفتاح سلطانی و محمد شريف تأسيس شده است. اين کانون علاوه بر گزارش دهي منظم در باره ی وضعیت حقوق بشر در ايران، تا کنون به شکل رايگان از زندانيان عقيدتي و روزنامه نگاران زنداني دفاع کرده است

 

 
 

 

بازگشت به صفحه اول

|

|

http://JebheMelli.net

Persian Font
Free Download

Visit Mossadegh Section our Solute to Dr. Mohammad Mossadegh
And visit
JebheMelliArchives.net the Archive Site for INF-US

This website is published by Iran National Front - USA; organized by Iran National Front-New York Section.
Iran National Front USA - PO Box 136, Audubon Station - NYC, NY 10032 - 
Contact@JebheMelli.net
Webmaster: webmaster@JebheMelli.net

© Copyright 2000, 2001, 2002, 2003, 2004, 2005  Iran National Front USA, all rights reserved.