Iran National Front, USA

Home Page

Views | News | Statements | Documents

Events: Round Table Discussion on Iran Nuclear Crisis
Arranged by Mehre-Iran Monthly Magazine , Published in Tehran Iran
October 24, 2005

نقل از سایت ایران امروز
 

Please be patient, the below are graphics and may take a moment to load.
This web page is printable

درباره‌ی بحران هسته‌ای ايران

ميزگرد ماهنامه‌ی ايران مهر

 
ماهنامه‌ی ايران‌مهر برای روشنگری و افزايش آگاهی خوانندگان گرامی بر آن است در هر شماره درباره‌ی با ارج ترين رويدادهای روز، كه جامعه‌ی ما را تحت تأثير قرار می‌دهد ميزگردی برگزار کند. نخستين ميزگرد درباره‌ی مهمترين چالش پيش روی جامعه‌ی ايران، يعنی برنامه‌های هسته‌ای و چگونگی برخورد با آن است. اين ميزگرد در روز سه شنبه ٢٢ شهريور ماه و با حضور سروران مهندس علی‌اكبر معين‌فر، دكتر داوود هرميداس باوند، مهندس كورش زعيم، مهندس حسين شاه‌اويسی، مهندس بها‌ء الدين ادب و عيسی‌خان حاتمی برگزار گرديد.
ماهنامه ايران‌مهر




حاتمی:
ريشه‌ی مسائل هسته‌ای ايران چيست؟

معين‌فر:
فعاليتهای هسته‌ای ايران در زمان رژيم پهلوی آغاز شد. شاه در نظر داشت كه بيش از ٢٠ نيروگاه هسته‌ای بسازد. از آنجا که شاه، به خودبزرگ بينی دچار بود، با آلمانی‌ها برای ساخت نيروگاه بوشهر و برای تهيه‌ی سوخت هسته‌ای با فرانسوی‌ها قراردادی بست. تصميم آن دولت اين بود كه به وسيله‌ی شرکت‌های فرانسوی اورانيوم از آفريقای جنوبی خريداری بشود و پس از غنی سازی به وسيله‌ی فرانسوی‌ها برای مصرف نيروگاه‌ها به ايران فرستاده شود. به همين جهت شاه در آفريقای جنوبی سرمايه‌گذاری عظيمی بر روی معادن اورانيوم کرده بود ـ در آن زمان اصلاً بحث استخراج و غنی سازی اورانيوم در داخل ايران در ميان نبود - و بيش از يك ميليارد دلار به شرکت اوربيت پرداخت شده بود. بعد از انقلاب، و در آن موقعيت كه غنی سازی اورانيوم‌ امكان نداشت و فرصت اين حرف‌ها نبود، تازه اين بحث كلی طرح شد كه با وجود وابستگی‌هايی كه ما در تهيه‌ی نيروی برق داريم، اگر بخواهيم از طريق نيروگاه‌های هسته‌ای کار توليد برق را ادامه بدهيم، آيا اين كار به مصلحت مملكت است يا بهتر است كه ما به دنبال انرژی هسته‌ای نباشيم. به طور كلی اين نظر از پذيرش بيشتری برخوردار بود كه با توجه به وابستگی‌ها و خطراتی که در به کارگيری انرژی هسته‌ای با آن روبرو هستيم، در کار استفاده از نيروی هسته‌ای و ساخت نيروگاه هسته‌ای احتياط کنيم. قيمت برق توليدی هم البته مورد بحث است. بگذريم از اينكه برق توليدشده به وسيله‌ی نيروگاه بوشهر، به اين ترتيب كه پيش آمده، بسيار بيشتر از بهای برق نيروگاه‌هايی خواهد شد که داريم. به هرحال در سالهای آغاز انقلاب تصميم اين بود كه پيشبرد برنامه‌های هسته‌ای دنبال نشود و فقط كارهای تحقيقی هسته‌ای دنبال شود؛ و اينکه سازمان انرژی هسته‌ای به يكی از مؤسسات و البته به بخشی از وزارت نيرو تبديل شود و زير نظر آن كار كند.
البته آقای رفسنجانی علاقه‌ی بسياری به پروژه‌های بزرگ و غيرمتعارف دارند؛ مثل طرح اتصال خليج‌فارس به دريای مازندران و حتا در جهت تشويق ژاپنی‌ها گفته بودند كه ما برنامه‌های بزرگی از اين قبيل در دست داريم، چرا جلو نمی‌آييد؟ به اين ترتيب دولت شروع به مذاکره با آلمانی‌ها کرد. در دوره‌ی رئيس جمهوری ايشان دوباره سازمان انرژی اتمی وابسته به نهاد رياست جمهوری شد و تقويت گرديد؛ در نتيجه اين سازمان تحقيقاتی به نهادی مانند سازمان انرژی اتمی تبديل شد. اما آلمانی‌ها در مذاکراتی که با آنها شد، از اينکه نيروگاه را تکميل کنند شانه خالی کردند . اين همه در شرايطی بود که ٨٥% از كار در پيش از انقلاب انجام شده بود و ايشان بسيار علاقمند بودند که كار را به پايان برسانند. اگر واقع امر را بخواهيد، بدون اينكه نيت ايشان را بشكافيم و ايشان را متهم كنيم، بايد بگوييم که آقای رفسنجانی با آن روحيه، علاقمند به داشتن سلاح اتمی هم بودند. شايد هم جنگ مزيد بر علت شده بود؛ با توجه به اينکه در جنگ هم بايد دنبال سلاح اتمی باشی. بنابراين ايشان برای تکميل نيروگاه هسته‌ای بوشهر در ابتدا با شوروی قراردادی بست. ناگفته نماند که در اين قراردادها، روس‌ها سوء استفاده‌های بسياری کردند و در سير جريان تكاهل كردند. در زمانی که برنامه‌ی تکميل نيروگاه به وسيله‌ی روس‌ها طرح شد، من معتقد بودم كه روس‌ها کار تکميل نيروگاه را به پايان نمی‌رسانند و هنوز هم اعتقاد دارم كه آن را تحويل نخواهند داد.
در ظاهر كارهايی انجام می‌شد؛ ولی مسلم اين است كه اقداماتی كه برای پيشبرد كارهای هسته‌ای ايران انجام می‌شد، در پشت پرده، کمی جدی‌تر بود؛ در حقيقت برنامه‌ی هسته‌ای ايران پنهانی پيش می‌رفت. البته من وارد اين بحث كه در اين موقعيت آيا امكان اين بود كه اقدامات ايران علنی باشد و به سازمان انرژی اتمی گزارش بشود و يا گزارش می‌شود يا اصلا نيازی به اين كار هست، يا اينكه آيا آنها به شيوه‌ی قانونی ناگزير بودند اين كار را انجام دهند يا نه، نمی‌شوم.
پس از فروپاشی شوروی مقادير زيادی اورانيوم غنی‌شده ناپديد شد. و امروز سندی وجود ندارد تا براساس آن بتوان کشوری را به اين مسئله متهم کرد و اورانيوم را از آن کشور پس گرفت. به طور كلی برای دنيا نگرانی‌هايی در اين باره كه ايران درصدد ساخت بمب اتمی است، وجود دارد؛ ولی واقعيت امر اين است كه در دوره‌ی آقای خاتمی با توجه به اجبار ايران ، به اعلام برنامه‌های هسته‌ای به آژانس و دادن توضيحاتی در مورد هجده سال پنهانكاری هسته‌ای، که به وسيله‌ی رييس جمهوری قبل از خاتمی انجام می‌شد، بحران تا حدودی کمتر شد. من معتقدم که مسئله‌ی اساسی ايران در حال حاضر، مسئله‌ی سياسی است و مسئله‌ی تهيه‌ی سلاح اتمی نيست؛ چرا که ما با ساخت سلاح‌ اتمی فاصله‌ی بسياری داريم. بايد توجه داشت مسئله‌ی اساسی اين است كه اين مسئله بهانه‌ای به دست غرب و آمريكايی‌ها داده و چون ايران هنوز مشکلاتش را با آمريکايی‌ها حل نکرده، بنابراين دولتيان ايران ناگزير شدند به بهانه‌ی بسيار گزافتری مسائلشان را با ساير كشورهای غربی و آژانس كه ريشه‌ی اصلی آن در بی اعتمادی به هيئت حاكمه‌ی ايران است، حل کنند.

زعيم:
ببينيد! همان‌طور كه آقای معين‌فر اشاره کردند، فعاليت هسته‌ای ايران سابقه‌ای طولانی دارد. ايران از سال١٩٥٧ که راه اندازی نيروگاه پژوهشی اميرآباد را برنامه‌ريزی كرد، هيچگاه مشكلی با سازمان انرژی هسته‌ای و بعدها NPT نداشته است. بايد توجه داشت که در آن زمان ايران عضو سازمان انرژی هسته‌ای بود و در سال ١٩٦٨ هم كه پيشنهاد NPT بری جلوگيری از گسترش سلاحهای هسته‌ای پيش آمد، ايران در همان سال آن پيمان را امضا كرد، و صبر نكرد تا سال ١٩٧٠ که پروتکل اجرايی شود يا همه‌ی اعضاء آن را امضا كنند. از آن زمان، ايران در زمينه‌ی فعاليت برای دستيابی به تکنولوژی هسته‌ای دستی باز داشته است.
برای اين كار، هدف ايران ساخت ٢٤ نيروگاه بود که برای ساخت آنها با آلمان و فرانسه و امريکا توافق هم کرده بودند كه اين نيروگاه‌ها در ايران ساخته شوند، و البته سوخت آنها هم بعدها در اينجا تهيه شود. هنگامی که پس از انقلاب قراردادها لغو شد، به اين علت که گفته می‌شد ايران با منابع نفت و گازی كه دارد، با سرمايه خود كارهای بهتر و پرسودتری می‌تواند انجام دهد. البته در اوايل انقلاب چند اشتباه صورت گرفت: نخست اينكه قراردادها را و نيز ساخت نيروگاه بوشهر را با آلمانی‌ها لغو كردند و آلمانی‌ها يك كشتی وسايل آماده برای تکميل نيروگاه را که به بندرعباس آورده بودند، برگرداندند و بقيه‌اش را هم حمل نكردند. اشتباه بزرگ ديگری كه ما مرتکب شديم اين بود که قرارداد مشارکت با فرانسه را برای تهيه و تامين سوخت لغو كرديم و ايران يک ميليارد و خرده‌ای پولش را پس گرفت. اگر اين كارها را نمی‌كرديم، دارای خط توليد كامل سوخت هسته‌ای بوديم؛ و نيروگاه‌هايمان هم اجرا می‌شد و با وجود فرانسوی‌ها به عنوان شريک، حالا دچار کمبودها و نارسايی‌ها نمی‌شديم.
گزارشهای NPT نشان می‌دهد که ٥٣ كشور در زمينه‌ی به کارگيری تکنولوژی هسته‌ای تخلف‌های مختلف سبک و سنگين کرده اند، که البته ايران جزو کشورهايی که تخلف‌های سنگينی کرده‌اند نيست. با همه‌ی اين تبليغاتی که می‌شود، تخلف‌های ايران بسيار معمولی است. اما ايران را در رديف ليبی و کره شمالی و کشورهايی می‌دانند که تخلف‌های سنگينی کرده‌اند.
مشکلات ما از هنگامی آغاز شد كه گروهی در ايران از ديوار سفارت آمريکا بالا رفتند. به جز آن، رفتارها و گفتارهايی است که موجب بی‌اعتمادی در سطح جهان شده است، به ويژه اين سخن رئيس جمهور قبلی که گفته بود ما با يك بمب ‌اسلامی، می‌توان اسرائيل را با خاك يکسان کرد. بايد در نظر داشت از آنجا که شاه هم قبلا از اين حرف‌ها زده بود و می‌گفت كه ما می‌خواهيم پنجمين قدرت نظامی و ششمين نيروی هسته‌ای دنيا باشيم، اين سابقه‌ی ذهنی برای جهانيان ايجاد شده است كه ايرانيان اساساً در پی دستيابی به سلاح هسته‌ای هستند.
مشكل اصلی ما در حال حاضر اعتمادسازی است. مشكل ايران با آمريكا عبارت است از مسئله‌ی حقوق بشر. ديگر مسئله‌ی حکومت كشور ايران است که آمريکايی‌ها فكر می‌كنند با اين حكومت اصلا نمی‌توانند قراردادی ببندد كه استوار بماند. من معتقدم كه اگر دولت ايران روزی انتخابات آزاد را برگزار کند و مفاد اعلاميه‌ی حقوق بشر را رعايت کند، مسئله‌ی هسته‌ای آن بطور کلی پاك می‌شود. بنابراين، بايد توجه داشت که مشكل ما صرفاً مشکلی سياسی است و ارتباطی با خود انرژی هسته‌ای ندارد. ما با غنی‌سازی اورانيوم بسيار فاصله داريم. برای ساخت سلاح هسته‌ای بايد اورانيوم با ٨٥ تا ٩٠ درصد خلوص ساخت، اما ما در پايگاه اصفهان تنها می‌توانيم اورانيوم با خلوص ٤% توليد کنيم که پس از غنی سازی در نطنز در نيروگاهها مورد استفاده قرار بگيرد. مشکل ما به هيچوجه دستيابی به سلاح هسته‌ای نيست، بلکه بطور کل اين بهانه را به کار برده‌اند که فشار بيشتری روی حکومت ايران بياورند.

حاتمی:
با تشكر از آقای زعيم به ريشه‌های بحران می‌پردازيم. در ١٤ اوت ٢٠٠٢ فردی به نام عليرضا جعفرزاده از اعضای نفوذی سازمان مجاهدين خلق در دولت ايران، اظهار كرد: كه دولت ايران در نطنز تاسيسات غنی‌سازی اورانيوم و در اراك راكتور آب سنگين دارد. آيا اين جاسوسی را می‌توان آغاز بحران هسته‌ای ايران ناميد يا پيش از آن هم عناصری از اين بحران وجود داشته است؟

معين‌فر:
جعفرزاده از عناصر منتسب به سازمان مجاهدين خلق است که در اين جا جاسوسی‌ها هم کرده‌اند و ظاهراً به اين کار افتخار هم می‌کنند. آمريکايی‌ها هم در خيلی موارد، پس از بررسي، فهميدند اطلاعاتی که مجاهدين خلق داده اند، درست نيست. ولی اين واقعيت که ما در نطنز پايگاه غنی‌سازی اورانيوم داريم (به همان کيفيتی كه آقای زعيم به آن اشاره کردند) و در اراك هم نيروگاه آب سنگين داريم، اين دو سوختی را توليد می‌کنند که مصرفی جز غنی‌سازی اورانيوم دارد و اطلاعاتی كه دولت ايران خود به آژانس داده است و ممكن است افرادی هم در داخل اطلاعاتی داشته‌اند و آن را به طور کامل در اختيار خارجی‌ها قرار داده‌اند، آغازی برای بحران هسته‌ای ايران بوده باشد.

شاه‌اويسی:
ببينيد! بحران از زمانی آغاز شده است که سازمان مجاهدين خلق اطلاعاتی را در مورد تأسيسات هسته‌ای ايران اعلام می‌کند و سازمانهای جاسوسی بين المللی هم مواردی را علنی می‌کنند طبق گزارش آقای روحانی به رياست جمهوری در حقيقت تا آن زمان اروپاييان و آمريکايی نمی‌دانستند كه ما چه كار می‌كنيم. از اين زمان بحران سياسی ميان دولت ايران و آمريکايی‌ها شروع می‌شود. آمريکايی‌ها به اين بهانه که شما مخفيانه در حال انجام كار بر روی برنامه‌های هسته‌ای هستيد، فشار سياسی را آغاز می‌کنند. آنها می‌گويند که چون برنامه‌های هسته‌ای شما پنهانی انجام شده است نکند کارهای ديگری هم انجام شده است که ما از آن خبر نداريم.

حاتمی:
آيا ماهيت اختلاف نظر ايران در مورد مسائل هسته‌ای با NPT ، اروپا و آمريكا يكسان است يا با توجه به صحبت‌های آقايان معين‌فر و زعيم، اختلافات ايران با NPT طبق مفاد پيمان ١٩٦٨ و آمريکا و اروپا از ماهيت متفاوتی برخوردار است؟

باوند:
ميان موضع اروپاييان و آمريكاييان در مورد مسئله‌ی انرژی هسته‌ای همسويی وجود دارد. آمريكاييان به طور کلي، تكيه به اصل نيت می‌كنند و اعتقاد دارند كه نيت ايران دسترسی به سلاح هسته‌ای است و برای دستيابی به اين مقصود، سياست پنهانكاری و تعلل را در پيش گرفته است. آمريکا و اروپا برای رسيدن به اين مدعای خود، به رويه‌ی ايران در تعاملات بين‌المللی بسيار توجه دارند. در واقع معتقدند كه در ايران مركز معينی برای توليد سلاح هسته‌ای وجود ندارد بلکه مراكز متعددی هستند كه به صورت جداگانه عمل می‌كنند، و اين خود يك اتهام است. اتهام دوم اين است که ايران از تروريسم بين‌المللی حمايت می‌کند. بنابراين اگر چنين كشوري، به هر شکلي، به انرژی هسته‌ای دست پيدا کند، اين خود تهديدی برای صلح و امنيت بين‌المللی است.
آمريكا سعی كرد مسئله‌ی ايران را به مسئله‌ای مربوط به جامعه‌ی بين الملل و صلح و امنيت بين‌المللی تبديل کند و بر اين مبنا پافشاری کند. آمريکا حتی خودشNPT را كامل نمی‌داند، بنابراين ١٦ اصل مندرج در NPT برای مهار كشورهايی كه پيمان NPT را امضا کرده‌اند و وادارکردن آنها به اجرای تعهداتشان کافی نيست.
نكته‌ی دوم اين است که در مورد كارآيی سازمان انرژی اتمی هم ترديدهايی دارند و معتقدند كه آژانس از مكانيزم‌های مؤثر برای نظارت و مهار برخوردار نيست و سوم اينكه حتی قرارداد پادمان هم كه در جهت مهار مؤثرتر است هم نتوانسته آن كارايی لازم را فراهم کند.
پروتكل شماره‌ی ١، با تشويق آمريكايی‌ها تدوين شد، اما بعدها آمريکايی‌ها ادعا کردند كه حتی پروتكل هم شماره‌ی ١مكانيزم‌های كافی برای مهار مؤثر را ندارد.
پس از آن پيشنهاد پروتكل شماره‌ی ٢ را دادند كه بر سه مؤلفه استوار بود: يكی اينكه كشورهايی كه عضو NPT می‌شوند به هيچ وجه نبايد مجاز به غنی‌كردن اورانيوم باشند. دوم اينکه کشورهای عضو NPT به هيچ وجه اجازه ندارند که از NPT خارج شوند و حتا به موجب ماده‌ی ٦ يا ٩ ، كشورهايی كه به اين پيمان می‌پيوندند، به اين شرط می‌توانند عضو پيمان شوند كه از سه ماه قبل درخواست داده باشند. سوم اينكه از اين طريق حتی وسايل نقليه مورد استفاده‌ی سازمان‌های اتمی کشورهای جهان هم بايد در NPT ثبت شود و همين‌طور تعداد موشك‌های ميان‌برد و دوربرد. اين طرح پيشنهادی در شورای حكام رد شد، ولی در طرح پيشنهادی اخير اروپاييان، گنجانده شده‌است؛ به اين ترتيب كه کشورهای عضو NPT نبايد اقدام به غنی‌كردن اورانيوم کنند و چهارم اينکه به هيچ وجه مجاز نيستند از پيمان خارج شوند.
و اما اروپايی‌ها، ضمن اينكه در اين تهديدها با آمريکايی‌ها همسويی دارند، معتقدند كه مسئله آنچنان هم که آمريكايی‌ها به صورت اغراق‌آميز مطرح می‌كنند، مهم نيست. اول اينکه خيلی وقت است كه آمريكاييان می‌گويند كه ايران قصد دارد که به سلاح هسته‌ای دست پيدا كنند. استدلال اروپايی‌ها، تئوری داندوس است که (البته با ترديد) می‌گويند، اگر ايران به سلاح هسته‌ای دست پيدا كند، ديگر كشورهای منطقه مثل عربستان و ترکيه هم همين روند را در پيش خواهند گرفت و منطقه دچار تنش و بحران خواهد شد. و از آنجايی كه خاورميانه به اروپا نزديك تر است، تا به آمريكا، پس ايجاد دغدغه و نا امنی بيشتر برای اروپا است تا آمريكا. به همين دليل معتقدند كه در پيشبرد اين ايده كه استفاده از فناوری هسته‌ای تنها بايد برای مقاصد صلح‌آميز باشد، اروپايی‌ها و آمريکايی‌ها همداستان هستند.
رويه‌ی دولت ايران بدگمانيهايی را سبب شده است، با اين همه اما بررسی‌های آژانس تا اين لحظه حاكی از اين است ايران تخلفاتی كرده ولی اين تخلفات به آن اندازه‌ای نيست كه مؤيد اين اتهام باشد. در آخرين گزارش آژانس گفته شده، ما مشكل اساسی با ايران نداريم و ايران بايد رفتار خود را شفاف كند. افزون بر آن، آژانس اين مسئله را هم مطرح كرد كه ايران بايد کار غنی‌سازی اورانيوم و جداسازی پلوتونيوم را به حالت تعليق دربياورد.
بايد گفت، در تعليق يك مفهوم موقتی بودن نهفته است. حتا در گزارش اخير تنها نكته‌ای كه روی آن اتكا می‌كنند، فعاليت پايگاه هسته‌ای اصفهان است. برای رفع اين مشکل چهار پيشنهاد مختلف داده شده است: يكی پيشنهادی است که خود ايران داده ‌بود و عبارت بود از اينكه اجازه داده بشود ايران به صورت محدود و زير نظر آژانس انرژی هسته‌اي، اقدام به غنی سازی اورانيوم كند. پيشنهاد دوم، پيشنهادی است كه دبيركل به طور كلی بيان كرده و آن اين است که كشوری مثل ايران از غنی كردن اورانيوم چشم پوشی كند و آژانس به ايران تضمين دهد كه ارزش سوخت مورد نياز ايران به قيمت روز در بازار بين‌المللی تهيه شود. پيشنهاد سوم را روس‌ها داده‌بودند كه كم و بيش همان پروژه‌ی بوشهر است كه استقبالی از آن نشد. پيشنهاد اخير، از سوی اروپايی‌ها است كه آنها تعليق اورانيوم را برای ايران تعيين می‌كنند. يك پيشنهادی هم كه من بارها مطرح كرده‌ام اين است كه نهايتاً مشكل به سويی كشيده بشود كه تنها راه حلش جمهوری اسلامی خواهد بود. يعنی استدلالشان اين خواهد بود که اگر برنامه‌ی غنی سازی را ديگران انجام دهند، ديگر ايران شامل اين قضيه نمی‌شود. ديگر اينکه احتمال دارد در اين مسئله جمهوری اسلامی را به دلايل سياسی متوقف كنند. همچنين بايد هزينه‌ای را هم پرداخت كنيم. اما با توجه به اينكه ايران خود توانايی فنی پيدا كرده است و اگر در آينده‌ی نزديك غنی سازی اورانيوم را انجام دهد، نيازی هم ندارد كه ديگر هزينه‌ای هم بپردازد، با توجه به پافشاری ايران بر اين قضيه و رفع نگرانی ديگران جامعه‌ی جهانی در کل بايد بتواند هم خواست ايران را تامين كند هم نگرانی غربی‌ها را رفع كند.
البته آمريكايی‌ها تا حدی در اين مسئله ترديد‌هايی هم دارند، ولی اروپايی‌ها در نهايت تمايلی برای انجام اين مقصود دارند و همينطور كه اشاره كردم، ايران طی پروتكل شمارة١ به صورت دوفاكتو تمام بازرسی‌های آژانس را پذيرفته‌است. تحقيقاتی كه در نطنز و اصفهان و اراك و پارچين انجام دادند، هيچ كدام مؤيد اين ادعا نيست كه در اين لحظه شرايط آنچنان برای ايران مساعد است كه توانايی دسترسی به سلاح هسته‌ای داشته باشد.

معين‌فر:
در پاسخ به اين پرسش شما، که آيا اختلافاتی كه ايران با اروپا و آمريكا دارد، دارای ماهيت يكسان است يا نه، من يك توضيح دارم و آن اينکه اختلافاتی كه ما با آمريکا داريم، صددرصد اختلاف سياسی است. آمريكايی‌ها حتی با غنی‌كردن اورانيوم به ميزانی كه برای سوخت باشد، تلويحاً موافقت هم كرده‌بودند كه صحبت‌های بوش هم مؤيد چنين مسئله‌ای بود. مشكلی كه آمريكايی‌ها دارند، تنها مشكل سياسی است. بنابراين مسائل ديگر خود را با ايران، وسيله قرار داده‌اند. اما مشكلی كه با اروپاييها داريم، مشكل اقتصادی است. ما برای اينكه از لحاظ سياسی از چنگ آمريكايی‌ها بگريزيم، آمديم و به اروپايی‌ها و روس‌ها و البته به هر جايی از دنيا، امتياز داديم. امروزه ايران برای خريد کالاهای مورد نياز خود بايد آنها را از دلال‌هايی بخرد که ٢٠% آن را گرانتر می‌فروشند. به اين ترتيب كالاهايمان را سعی می‌كنيم بيشتر از ژاپن و اروپا بخريم. اروپا مايل نيست كه غنی سازی اورانيوم در داخل ايران انجام شود و معتقد است كه غنی سازی تا آن ميزانی انجام شود كه سوخت مورد نياز يعنی سوخت نيروگاه‌های هسته‌ای ما را بتواند فراهم کند؛ چرا که اينها فروشنده‌ی اين كالا هستند و نمی‌خواهند برای خودشان رقيب درست کنند؛ و اين رقيب بتواند بعداً به کشورهای ديگر سوخت هسته‌ای بفروشد (می‌خواهم گفته‌های دكتر باوند را تصريح كنم) اروپايی‌ها خودشان هم در مسئله ايران با دشواری‌هايی روبرو هستند. اما ما رفتيم اروپايی‌ها را به واسطه گی انتخاب کرديم. ما در واقع واسطه‌ای گرفتيم که خود آن واسطه بيشتر از مدعی اصلی در فشارآوردن به ما سود می‌برد؛ چرا که اين واسطه خود می‌تواند در آينده به ايران سوخت هسته‌ای بفروشد و در واقع ايران را مشتری خود می‌داند. درگيری ما با آژانس خيلی دشوار نيست، چون کار آژانس يک کار فنی و بازرسی فنی است. آژانس گزارشی می‌دهد، اگر ابهاماتی در آن باشد، آن را برای اعضای آژانس که نمايندگان دولت‌های اروپايی و آمريکايی هم در آن نقش مؤثری دارند، رفع می‌کند. آژانس يک سازمان کاملاً مستقل نيست، و اعضای آن متأثر از تصميمات دولت‌های خودشان عمل خواهند کرد.

باوند:
ببينيد! اختلاف نظر ما با آژانس حاصل اشتباهی است كه ايران در اين زمينه کرده است. بايد توجه داشت که اگر مذاکرات در چارچوب آژانس ادامه می‌يافت. با آژانس اختلاف نظری پيش نمی‌آمد. در حال حاضر هم بايد گفت هيچ زمينه‌ی مساعدی از سوی آژانس شورای حکام برای ارسال پرونده‌ی ايران به شورای امنيت وجود ندارد؛ اما يک چيز سبب شد که ايران با تحريم‌های آمريکا و فشارهای آمريکا روبرو شود و آن ديپلماسی بهره برداری ايران از رقابت نسبی آمريکا با اروپا بود. اين ديپلماسی‌ای است که ايران لااقل بعد از اينکه گفتگوهای انتقادی به گفتگوهای سازنده تبديل شد، اين راه را در قبال آمريکا انتخاب کرد و بر روی اروپا در برابر آمريکا سرمايه گذاری کرد، يعنی وقتی مسئله‌ی فشارهای سياسی آمريکا مطرح شد، ايران به جای اينکه مذاکرات را با آژانس پی گيری کند، سعی کرد مسئله را با تعاملات سياسی با اروپايی‌ها که در نهايت آمريکايی‌ها پشتيبان آنها هستند و عامل تعيين کننده و فشار هستند، حل کند. ايرانی‌ها انتظار داشتند در قبال تفاهمی که با اروپا در اين مورد به دست می‌آورند، ابتدا يک تضمين امنيتی فراهم شود و دوم، ميان دو طرف همکاری فنی و تکنولوژی برقرار شده، و مهم تر از همه، انتظاراتی که ايران در زمينه‌های اقتصادی و مالي، به خصوص جلب سرمايه‌ی اروپايی‌ها داشت، برآورده شود. دولت ايران بر اين باور بود. که به در صورتی که اروپا به خواسته‌های ايران تحقق بخشد، نهايتا آمريکايی‌ها هم دهنشان بسته خواهد شد. چون آمريکايی‌ها هدفشان اين بود که غنی سازی اورانيوم صرفا برای مقاصد صلح جويانه باشد و اطمينان حاصل کنند که برای اهداف غيرصلح جويانه نيست. در آغاز نشانه‌هايی از سوی آمريکا برای راضی کرده ايران برای چنين مقصودی ديده شد و حتی گفته شد که با عضويت ايران در سازمان تجارت جهانی مخالفتی ندارند. حتی مخالفتی هم نمی‌کنند هواپيماهای ايران منتقل بشود. در نهايت انتظاری که ايرانی‌ها داشتن