گفتگو
آیین درویشی
نبود!،
پاسخهای
رامین ناصح
به سوالات
خبرنامه
آینده نگر
درباره
مقاله منتشر
شده در سایت "ایران
امروز" علیه
جنبش آینده
نگری در
ایران
خبرنامه
آینده نگر:
روز گذشته،
وبسایت "ایران
امروز"
مطلبی را به
قلم آقای
محمد امینی
عضو "انجمن
آینده" در
خارج از کشور،
با عنوان "شیادی
گیسوان
بافته،
که من علویم"
منتشر کرد که
مشتمل بر
دشنامها و
اتهامات بی
اساس علیه
کانون آینده
نگری ایران و
سایت
خبرنامه
آینده نگر
بود. پیرامون
مباحث مطرح
شده در این
یادداشت،
مصاحبه ای را
با آقای
رامین ناصح
دبیر موقت "کانون
آینده نگری
ایران" و عضو
هیئت
مشاوران
علمی سایت "خبرنامه
آینده نگر"
ترتیب داده
ایم که در
زیر
میخوانید:
خبرنامه
آینده نگر: اخیرا
فردی بنام
محمد امینی
طی یادداشتی
در سایت "ایران
امروز" مدعی
شده است که
انتخاب نام "کانون
آینده نگری
ایران"
برداشتی از
نام "انجمن
آینده" است
که آقای
امینی از
موسسین و
اعضای آن می
باشد، و نیز
نام سایت
خبرنامه
آینده نگر
نیز به تقلید
از سایتی
برگزیده شده
که این انجمن
آنرا اداره
می کند.
توضیح شما در
این رابطه
چیست؟
رامین
ناصح: ما
اتهام
هرگونه
تقلید و شبیه
سازی در
برگزیدن نام
"کانون
آینده نگری
ایران" را رد
میکنیم. قبل
از اینکه در
این باره
توضیح بدهم،
باید عرض کنم
اینجانب به
عبارتی جزء
موسسین این
کانون محسوب
نمیشوم. این
تشکل فرهنگی-اجتماعی
و غیر سیاسی
مدتها پیش به
همت چند تن
از دوستان
جوان ما پایه
گذاری شد و
در شهریور
ماه امسال پس
از ماهها
تلاش این
عزیزان،
مجوز اولیه
آن بعنوان یک
NGO
از سوی
سازمان ملی
جوانان
تایید شد. ما (مدیران
فعلی کانون
آینده نگری)
در آن هنگام
به فعالیت در
یک سازمان
سیاسی مشغول
بودیم، ولی
دلایل و
عواملی که
قبلا در
مصاحبه های
متعدد
درباره آن
توضیح داده
ام (و متفاوت
است با آنچه
آقای امینی
در مقاله شان
بطور غیر
اخلاقی و
ناجوانمردانه
ادعای آنرا
کرده اند)،
باعث شد که
همراه با
جمعی از
دوستان هم
اندیش، بطور
دستجمعی از
فعالیت در آن
سازمان
سیاسی کناره
گیری کنیم و
تصمیم
گرفتیم که به
فعالیتهای
اجتماعی و
فرهنگی و
ایجاد یک
جنبش گسترده
فکری-اجتماعی
برای "بازگشت
به معنویت"،
"بازشناسی
هویت انسانی"،
"احیای تعهد
اخلاقی"، "نهادینه
کردن تفکر
آزاد اندیشی
و عدالتجویی"
و "تعمیق
گفتمان حقوق
بشر" در
جامعه رو
بیاوریم.
تحلیل ما از
شرایط و
اوضاع این
بود و هست که
به این شیوه
میتوانیم
منشإ خدمات
بیشتری برای
جامعه باشیم
و بطور ریشه
ای به التیام
دردها و آلام
جامعه
بپردازیم.
لذا بنده پس
از استعفاء،
به همراهی
دیگر یاران
به کانون
آینده نگری
پیوستیم و
مدیریت موقت
این تشکل
بدلیل داشتن
تجربه در
زمینه
مدیریت
سازمانها و
نیز تحصیلات
آکادمیک در
این رشته، به
من سپرده شد.
تا جایی که
آگاهی دارم،
نام "کانون
آینده نگری"
برگرفته از "انجمن
آینده" در
خارج از کشور
و وبسایت "آینده
- نگر" نبوده
است و موسسین
کانون آینده
نگری،
هنگامی که
چند نام را
برای تاسیس
این تشکل به
سازمان ملی
جوانان
پیشنهاد
دادند -و از
میان آنها
این نام
تایید شد-
اطلاعی از
وجود چنین
انجمن و
سایتی
نداشته اند.
ولی کتاب "آینده
طلایی" اوشو (که
بخشی از آن
با
دیدگاههای
ما همسویی
دارد) در این
نامگذاری بی
تاثیر نبوده
است. دهها
سازمان و
تشکل سیاسی،
فرهنگی،
سینمایی،
آموزشی و حتی
تجاری در
ایران وجود
دارند که
واژگانی چون
"آینده"، "آینده
سازان"، "آینده
نگر"، "آیندگان"
و... در نام
آنها وجود
دارد، و
اهداف
مختلفی را
پیگیری
میکنند و
مزاحمتی هم
برای یکدیگر
ایجاد
نمیکنند!
از "آینده
نگری"، "آینده
بینی" و "آینده
شناسی" (ترجمه
های مختلف
واژه Futurism)
تعاریف
بسیار
گوناگون و
متضادی
ارائه شده
است. و
گروههای
مختلفی که با
این عنوان در
جهان فعالیت
میکنند و
داعیه دار
آینده نگری
هستند،
ماهیت واحدی
ندارند. ولی
همه آنها بر
این باورند
که "نظر به
سوی آینده
دارند."
هیچکس
نمیتواند
آینده نگری
را در انحصار
خود در آورد.
کما اینکه ما
هم این قصد
را نداریم.
در کتاب "جهان
امروز و فردا"
دو مورد از
این تعریفها
ذکر شده است:
برخی
فیوچریستها
معتقدند که
قرن بیست و
یکم با
تکنولوژی
بسیار
پیشرفته،
جهان
شگفتیها
خواهد بود و
پیشرفتهای
شگرفی زندگی
را برای هر
یک از افراد
بشر بسیار
سهل و ساده
خواهد ساخت.
بیوتکنولوژی
بیماریها را
درمان خواهد
کرد و بر طول
عمر انسان
خواهد افزود.
روبوتها همه
کارهای سخت و
دشوار را
بجای انسان
انجام
خواهند داد.
فقر و
بینوایی از
صحنه گیتی
رخت برخوهد
بست و
انسانیت به
یک صلح جهانی
نائل خواهد
آمد و انسان
به تسخیر و
تصرف فضا و
کرات آسمانی
خواهد
پرداخت. برخی
دیگر از
فیوچریستها
یا آینده
شناسان، به
آینده روشنی
اطمینان
ندارند و
جهانی را در
پیش رو می
بینند که
همچنان در
گمراهی و
گرفتاری دست
و پا می زند و
در تنگنای
بینش معنوی و
بن بست
اخلاقی گیر
کرده است.
این گروه از
آینده بینان
معتقدند که
محیط آلوده
زیست و
بحرانهای
اقتصادی بر
جنگ و ستیز
بشر خواهد
افزود و بر
اختلافها و
برخوردهای
سیاسی و
نظامی دامن
خواهد زد. و...
رویکردهای
دیگری هم از
آینده نگری
وجود دارد.
تعریف ما از
جنبش آینده
نگری در
مقالات،
مصاحبه ها،
جزوه ها
و سخنرانی
های متعدد
تشریح شده
است و بدین
منظور
همایشهای
ویژه ای هم
با عنوان "مبانی
تفکر آینده
نگری" تشکیل
داده و
خواهیم داد.
تفکر آینده
نگری مورد
نظر ما بر "انسان
گرایی معنوی"
بنا شده است.
نکته ای که
من با این
آقایان در
میان گذاشتم
اینست که ما
با آنان رقیب
نیستیم که
اینچنین در
صدد تخریب ما
برآمده اند.
چرا که از
یکسو حوزه
فعالیت ما با
آنان تفاوت
میکند. یعنی
فعالیت
کانون آینده
نگری صرفاٌ
فکری،
فرهنگی و
اجتماعی است
و به
موضعگیریهای
سیاسی نمی
پردازد. در
حالیکه گروه
آقای امینی
اهداف سیاسی
خاص خود را
دنبال میکند.
در ثانی،
کانون آینده
نگری مجوز
فعالیت در
سطح ملی را
دارد و در
خارج از کشور
عضوگیری
نمیکند، در
حالیکه "انجمن
آینده" در
خارج از کشور
فعالیت دارد
و در ایران
فاقد عضو و
تشکیلات است.
بنابراین
تداخلی بین
فعالیت این
دو جریان
بوجود نمی
آید، ما از
آن هنگام که
متوجه شدیم
گروه دیگری
با نام مشابه
ما وجود دارد،
فورا اعلام
کردیم که هیچ
رابطه
سازمانی و
آرمانی بین
ما و این
جریان وجود
ندارد،
بنابراین
قصد استفاده
از پیشینه
فعالیتهای
آقایان -آنطور
که نویسنده
این مقاله
مدعی شده-
وجود نداشته
است، و
خواسته
مسئولین
سایت مزبور
مبنی بر
تغییر نام
سایت و تشکل
ما، نه منطقی
است و نه
امکانپذیر.
بنظر من ما
باید وجود
یکدیگر و حتی
وجود
جریانات
دیگری که
بخواهند با
نام آینده
نگری فعالیت
کنند را تحمل
کنیم، چرا که
آینده نگری و
آینده شناسی (Futurism)
در انحصار
کسی نیست،
این عنوان در
سطح جهان
ماهیت واحدی
ندارد
و هر کسی
میتواند با
رویکرد
سیاسی یا
فرهنگی خود
نسبت به
مسائل و
برنامه ریزی
ای که برای
آینده دارد،
خود را آینده
نگر بداند.
آینده
نگر: آقای
امینی در
مقاله خود
مدعی شده است
که "هيچ
آدم عاقلی كه
دستكم كلاس
ششم دبستان
را تمام كرده
باشد، در ثبت
نشانی آينده
نگر،
آگاهانه به
حذف «ه» و ثبت
نشانی آينده
نگر با املای
نادرست «آيندِ
نگر» تن در
نمی دهد مگر
آنكه در
جستجوی خويش
پی برده باشد
كه املای
درست، پيشتر
به ثبت رسيده
است!"
مدیران سایت
به این
انتقاد،
پاسخی
جداگانه
خواهند داد.
جواب شما به
این ایراد "ادبی"
چیست؟
ناصح: اولا
سایت
خبرنامه
آینده نگر
وابسته به "کانون
آینده نگری
ایران" نیست،
در ایران
چندین تشکل و
رسانه وجود
دارند که با
گرایش فکری
آینده نگری (با
تعریفی که ما
از آن داریم)
فعالیت
میکنند و این
نهادها با هم
در ارتباط
هستند و
همکاری
نزدیک دارند
و بعضا اعضای
مشترکی هم
دارند. این
سایت و این
کانون هم از
آن جمله اند.
گرچه
همفکران ما
در سایت
آینده نگر (که
برخی از آنها
عضو کانون
نیستند)،
اخبار و
مطالب کانون
آینده نگری و
دیگر
اندیشمندان
آینده نگر را
بخوبی پوشش
می دهند، ولی
مدیران
کانون آینده
نگری جز در
نقش عضویت
هیئت
مشاوران
علمی این
سایت،
مسئولیت
دیگری را در
این سایت
ندارند.
ثانیا به
نظر من جناب
آقای امینی
کتاب فارسی
اول دبستان
را بخوبی
مطالعه
نکرده اند. (وگرنه
"تزویر" را "تذویر"
نمی نوشتند!)
به عقیده
بنده -بعنوان
یک شاعر و
ادیب کوچک-
املای صحیح
کلمه آینده
نگر به
انگلیسی،
همان ayandenegar
است و نه ayandeHnegar.
چون حرف "ه"
در زبان
فارسی دو نوع
است. یک گونه
آن،
به چهار شکل "هـ،
ـهـ، ـه و ه"
نوشته می شود
و در آخر
کلمه صدای H
یا
ح میدهد.
مانند واله،
آگه، راه،
گنه و... و اگر
موصوف یا
مضاف قرار
بگیرند، بعد
از آن کسره
میگیرد،
مانند "گنه
پر ز لذت!"
گونه دیگر آن
فقط به دو
شکل "ـه
و ه" نوشته می
شود و در آخر
کلمه صدای E
یا
کسره میدهد.
مانند خانه،
پروانه،
هاله، و اگر
موصوف یا
مضاف قرار
گیرد، بعد از
آن همزه با
صدای ی
میگیرد.
مانند "خانهء
دوست کجاست...!"
کلمه آینده
از این نوع
دوم است. مثل
"آیندهء
طلایی". این
دو نوع "ه" در
دو فصل مجزای
کتاب فارسی
اول دبستان
تدریس
میشوند.
بنابراین
آینده نگر،
بطور متصل
خوانده
میشود و ayandenegar
نوشته میشود.
"ه" در آن
صدای کسره می
دهد،
نه ح یا H.
ما قبلا هم
سایت آینده
سازان را
بنام ayandesazan
به ثبت
رسانده
بودیم.
همانطور که
خوانده
میشود. "آینده،
سازان"
خوانده
نمیشود.
چون "ه" در "آینده"
ساکن
نمیگیرد.
بنابراین
انتخاب نام domain
از سوی
موسسین این
سایت صحیح
بوده است!
آینده
نگر: نویسنده
مقاله
درباره
تعریف شما از
جنبش آینده
نگری معتقد
است که شما
در کانون
آینده نگری سعی
در پوشاندن
جامه آينده
نگری بر تن
بی رمـق
انديشه های
كهنه
پرستانه
بـَـنگيان
خانقاهی
داشته اید. و
یا مینویسد:
با هزارمن
سرخاب و
سفيداب كه
سهل است، با
همه توليدات
كارخانه های
رنگ سازی كرج
هم نمی توان
مشتی افكار
درويش
مسلكانه و
بازگشت به
خويش خويشتن
را بزك كرد و
به عنوان
انديشه
آينده
نگرانه و
پيشرو به
جوانان
ايران فروخت.
عرفان و تصوف
جايگاه ويژه
ای در فرايند
انديشه و خرد
در درازای
تاريخ ايران
داشته است.
بررسی اين
جايگاه
تاريخی به
حوزه پژوهش
تاريخ
انديشه و
حكمت تعلق
دارد و نه
حوزه رهيافت
و گفتمان
برای آينده
ايران. در
این رابطه
پاسخ شما
چیست؟
ناصح: در
آینده نگری
مورد نظر ما،
عرفان و
معنویت
جایگاه خاصی
دارد و آقای
عبدالحسینیان
نایب دبیر
کانون، در
جزوه مستقلی
این مسئله را
مفصلا تشریح
کرده اند.
ولی همواره
تاکید کرده
ایم که ما با
برداشتهای
انحرافی از
تصوف
مخالفیم و به
"بنگیان
خانقاهی"
انتقاد کرده
ایم و از
جمله من در
مصاحبه ای،
به خاطراتی
که از
خانقاههای
فرقه های
منحرف
دراویش
داشتم اشاره
کردم و اینکه
در قدیم برخی
آنان از مواد
مخدر
استفاده
میکردند. در
سال 77 در غزلی
طولانی گفته
بودم:
در مزگت
آمدم اثری از
خدا نبود
در خانقاه
هم همه جز
ادعا نبود
درویش خرقه
پوش بدیدم که
اندر او
جز کبر و
عجب و نخوت و
رنگ و ریا
نبود
در عالم و
حکیم ندیدم
نشان ز حق
در شیخ مدعی
اثری از صفا
نبود
...
در صوفیان
که دم ز محبت
همی زدند
یکتن صفی و
صافدل و
باصفا نبود...
یا در غزل
دیگر گفته ام:
چو در جماعت
صوفی وشان نه
شوقی بود
ز خانقاه به
میخانه برده
ایم پناه!
حافظ هم
بعنوان یک
عارف و صوفی
پاکباز، در
قبال جریان
تصوف
انحرافی
موضعگیری
شدیدی دارد.
آنجا که
میگوید: "صوفی
نهاد دام و
سر حقه باز
کرد..." یا "کجاست
صوفی دجال
فعل ملحد شکل..."
و مولانا
معتقد است از
هزاران صوفی
نما، یکی از
آنها صوفی
واقعی هستند:
"از هزاران
تن، یکی تن
صوفی اند -
دیگران از
دولت او می
زیند!"
ولی انحراف
و کژروی در
هر مذهب و
مسلک و مکتبی
وجود داشته
است و انحراف
بخشی از
صوفیه،
دلیلی بر زیر
سوال بردن کل
جریان عرفا