Sun
21 11 2004 10:50
محمد امينی
يكشنبه ۱ آذر
۱۳۸۳
به سر مناره
اُشتر،
رَوَد و فغان
برآرد
كه نهان شدم
من اينجا،
مكنيد
آشكارم
از
رهاوردهای
آشفته
بازاری كه به
بركت روزگار
سياسی حاكم
برايران به
ما ارمغان
رسيده، يكی
هم اين است
كه هرگونه
امنيت حقوقی
و قانونی
ازايران رخت
بربسته است.
سنگ را بسته
و سگ را
گشاده اند.
حريم حقوق
انسانی از
پرنيان
باريك تر و
چشم انداز
حقيقت از
سوراخ سوزنی
تنگ تر. اما
ديوار دروغ و
ريا تا مرز
بارگاه
جبريل امين
بلند است.
پس در چنين
روزگاری
اميد انسان
اين است كه
دستكم آن
كسانی كه از
آزاد منشی و
آزادانديشی
دم می زنند و
ديوار
ادعايشان در
نوانديشی و
اصالت
انسانی به
ملكوت اعلا
می رسد، در
باور به به
انديشه ها و
داوری
هايشان
استوار
باشند و از
ريا و تذوير
به دور.
دريغا كه
چنين رفتاری
را از برخی
از پيروان
سينه چاك «بازگشت
به اصالت
اخلاقی
انسان» نمی
توان انتظار
داشت.
در ميانه ماه
اكتبر بود كه
آقای حسين
مولا مدير
سايت «آينده
نگر»، من و
تنی چند از
همفكرانم را
آگاه كرد كه
گروهی كه از
هواداری از
جبهه ملی دم
می زده و پيش
تر حزب آينده
سازان را در
خوزستان
برپاداشته
اند، اينك پس
از يك
بازداشت
كوتاه مدت و
بازجويی از
سوی گزمه های
حكومت، آن
حزب را تعطيل
كرده و به
تشكيل «كانون
آينده نگری»
كمربسته اند.
از تصادف
روزگار نيز
اينكه نه
تنها نام اين
كانون
برداشتی
ازنام «انجمن
آينده» است
كه اين
كمترين از
پايه گذاران
و اعضای آن
می باشد،
بلكه عنوان
سايت
انترنتی
ايشان نيز
بدون كمترين
تغيير همان
عنوان سايت «آينده
نگر»www.ayandehnegar.org است
كه بيش از
دهسال از
تاسيس آن می
گذرد! گستاخی
از اين هم
فراتر رفته،
نشانی
انترنتی اين
آزاد
انديشان
ملامت كشيده
همان نشانی
سايت آينده
نگر است با
اين تفاوت كه
در املای
لاتينی
ايشان يك حرف
H فروافتاده
است!
گمان نخست ما
اين بود شايد
اينان كه از
كـُنج ِ خانه
سياست رسته و
خيمه بر خراب
زده اند در
درازای كوشش
های سياسی و
اجتماعی
پيشين خويش
از وجود
سايتی كه
اينك يكی از
پُرخواننده
ترين سايت
های نظری
ايران است،
آگاهی
نيافته
باشند. شايد
ازشمارخفتگان
اصحاف كهف
اند واز
چندوچون
دنيای
بيدارآگاهی
چندانی
ندارند. اما
اينكه چنين
تشابهاتی
سهوی بوده
باشد و مثلا
ايشان از راه
تصادف نام
گروه خويش را
كانون آينده
نگری نهاده و
باز از راه
تصادف نام
سايت خويش را
خبرنامه
آينده
نگرخوانده و
بازهم از راه
تصادف و به
گردش قلمی و
با جا
انداختن يك
حرف لاتين،
نشانی
اينترنتی
ايشان با
نشانی
اينترنتی
آينده
نگرتشابه
يافته باشد،
از همان
ميزان
احتمال علمی
برخوردار
است كه تبديل
آهن به طلا
از راه كيميا!
نخست اينكه
سايت ايشان
در ماه
اكتبرامسال
به ثبت رسيده
و هر نوآموز
حوزه
اينترنت می
داند كه در
جستجو برای
ثبت نشانی
تازه،
جستجوگر
خواسته يا
ناخواسته از
وجود سايت
های مشابه
آگاهی می
يابد. بگذريم
كه هيچ آدم
عاقلی كه
دستكم كلاس
ششم دبستان
را تمام كرده
باشد، در ثبت
نشانی آينده
نگر،
آگاهانه به
حذف «ه» و ثبت
نشانی آينده
نگر با املای
نادرست «آيندِ
نگر» تن در
نمی دهد
مگرآنكه در
جستجوی خويش
پی برده باشد
كه املای
درست، پيشتر
به ثبت رسيده
است!
اينكه
سخنگوی اين
دسته در
مصاحبه با
خبرنگاران
به ايشان
يادآور می
شود كه كانون
ايشان با آن
گروهی در
خارج از كشور
كه باهمين
نام و نشانی
مشابه
فعاليت
دارند،
تفاوت دارد،
دم خروسی است
كه از زير
عبای درويشی
ايشان
پيداست.
با اين حال،
به اين اميد
كه شايد سوء
نيتی دركار
نباشد و
مبادا در اين
روزگار دانش
نو و دوره
انفرماتيك،
مناديان
نگاه به
معنويت
انسانی، از
راه نا آگاهی
ويا نا
آشنايی با
املای فارسی
به اين كار
دست زده اند،
مدير سايت
آينده نگر و
تنی چند از
همكاران اين
سايت و نيز
بنيان
گذاران
انجمن آينده،
از راه تلفن،
پست
الكترونيكی
و نيز نامه
با ايشان
تماس گرفته و
دوستانه،
تغيير نشانی
اينترنتی را
ازايشان
درخواست
كرديم. از
اين هم فراتر
رفته، به
درايت و
بزرگواری
چندتن از
رهبران
برجسته
سياسی ساكن
ايران توسل
جسته و
پادرميانی و
اندرزگويی
ايشان را راه
علاج اين «سوء
تفاهم» تصور
كرديم. اينك
كه بيش از
يكماه از
كوشش های
بردبارانه و
دوستانه و
شنيدن بهانه
های بدتر از
گناه می گذرد،
ديگر جای
ترديدی باقی
نيست كه نه
سوء تفاهمی
درميان است و
نه اشتباه از
سَر نا آگاهی.
اين رفتار در
بهترين حالت،
يك
عوامفريبی
سياسی است.
آن هم از سوی
كسانی كه در
بند بند
نوشته های
خويش از
اصالت
انسانی دم می
زنند.
فغانشان
ازاين بلند
است كه دروغ
و فساد در
جامعه چنان
بالا گرفته
كه ايران «درآستانه
يك جنون ملی»
است! می
نويسند كه
يگانه راه
نجات ايران «بازگشت
به معنويت»، «بازشناسی
هويت انسانی»،
«احيای تعهد
اخلاقی و
اجتماعی»، «نهادينه
كردن تفكر
آزاد انديشی
و عدالت طلبی»
و «تعميق
گفتمان حقوق
بشر» است!
احيای تعهد
اخلاقی و
اجتماعی و
جعل هويـّت؟
دعوی بازگشت
به معنويت از
يكسو و
دزديدن نام و
نشانی
ديگران از
سوی ديگر؟ می
گويند كه «ما
ريشه بسياری
از مشكلات
جامعه ايران
و جهان
انسانی را در
"بحران
معنويت" و
كمرنگ شدن
اخلاقيات و
ارزشهای
انسانی و
گرفتار شدن
انسانها در
گرداب پوچی،
نيست انگاری
و نيهيليسم
میدانيم.»
ولی خود با
كمترين شرمی،
ابتدايی
ترين اصول
اخلاقی و
ارزشهای
انسانی را
زير پا نهاده
و حتی اين
رنج را به
خود هموار
نمی كنند كه
با
خوانندگان
خود امين
باشند و
بگويند كه
نام گروه و
نشانی
اينترنتی
خودرا از
كسانی
دزديده اند
كه دستكم از
نوزده سال
پيش، خويشتن
را مناديان
انديشه
آينده نگری و
بخشی از جنبش
جهانی آينده
نگری اعلام
كرده و دراين
راستا سال ها
است كه به
كار و كوشش و
تبليغ و
تحقيق
مشغولند.
هويت و شرف
سياسی افراد
كه به شكرانه
كارو كوشش و
ازخودگذشتگی
انسان ها به
دست آمده،
تابلوی سردر
سمساری های
شمس العماره
نيست به چرخش
قلمی آن را
به نام خود
خواند.
مگرهويت
سياسی ما به
سان گز
اصفهان است
كه فلان
سازنده، با
افزودن
پسوند «فرد»
از نام مشهور
سازنده
ديگری سوء
استفاده می
كرد تا كالای
خويش را به
جای آن ديگری
به خلايق
بفروشد؟
ناگفته
پيداست كه
بوی دست پخت
كارگزاران
وزارت
اطلاعات از
هر پياله اين
حليم به مشام
می رسد.
ازاين
تــُرفنـد
هم اگر
بگذريم،
گرفتاری
اساسی در اين
است كه حضرات
با پوشاندن
جامه آينده
نگری بر تن
بی رمـق
انديشه های
كهنه
پرستانه
بـَـنگيان
خانقاهی، در
اين روزگار
حساسی كه
دخالت در
زندگی سياسی
و آينده
جامعه از هر
زمانی ضروری
ترشده است،
جوانان را به
كناره گيری
از سياست و
پرداختن به
امور معنوی و
بازگشت به
اصالت
انسانی
فرامی
خوانند.
گنجشك را رنگ
كرده و به
نام قناری به
نمايش
گذارده اند.
انديشه و
جنبش آينده
نگری كه بر
بستر انقلاب
انفورماتيك
زاده شده،
چشم انداز
خويش را در
دنيای
فراصنعتی و
گلوبال می
بيند. به
راستی نگاه
به آينده و
توانايی های
كشف ناشده
انديشه
انسانی دارد.
براين باور
است كه بدون
متحول ساختن
بنيادين
جامعه ايران
و پذيرش
رهيافت های
فراصنعتی و
گلوبال،
فاصله ايران
با كاروان
شتابنده
جامعه بشری
كم نخواهد شد
و مردم ايران
به رفاه،
آزادی، حقوق
بشر،
دموكراسی و
پيشرفت و
شكوفايی دست
نخواهند
يافت.
كوشندگان
آينده نگر را
باوراين است
كه دگرگونی
های بزرگ
نيمه دوم سده
بيستم، به
دوره حل
معضلات
اجتماعی در
محدوده های
قومی، ملی و
محلی پايان
داده و چشم
انداز
پيشرفت
گلوبال را
دربرابر
بشريت گشوده
است. آينده
نگری بر
انسان
گلوبال و
نيازهای او
استواراست
ونه بازگشت
به معنويات
محدود فردی.
با هزارمن
سرخاب و
سفيداب كه
سهل است، با
همه توليدات
كارخانه های
رنگ سازی كرج
هم نمی توان
مشتی افكار
درويش
مسلكانه و
بازگشت به
خويش خويشتن
را بزك كرد و
به عنوان
انديشه
آينده
نگرانه و
پيشرو به
جوانان
ايران فروخت.
عرفان و تصوف
جايگاه ويژه
ای در فرايند
انديشه و خرد
در درازای
تاريخ ايران
داشته است.
بررسی اين
جايگاه
تاريخی به
حوزه پژوهش
تاريخ
انديشه و
حكمت تعلق
دارد و نه
حوزه رهيافت
و گفتمان
برای آينده
ايران.
با اين حال،
اين حق هركسی
است كه مردم
را به «بازگشت
به معنويت»، «بازشناسی
هويت انسانی»،
«احيای تعهد
اخلاقی و
اجتماعی»، «نهادينه
كردن تفكر
آزاد انديشی
و عدالت طلبی»
دعوت كند و
اين راستا را
يگانه راه
نجات جامعه
از تنگناهای
كنونی بداند.
اين گونه
انديشه را با
هر رنگ و
عنوانی هم می
توان مزين
كرد. اما به
هيچ روی نمی
توان با جعل
نام و نشانی
ديگران و
سرقت هويت
سياسی جنبش
آينده نگری
ايران،
افكار
ديگران را به
ابتذال
كشانيد و
درعين حال
مشت بر سينه
كوفت واز
تعهد اخلاقی
و
آزادانديشی
دم زد.
من از همه
كسانی كه به
راستی از
فاجعه تجاوز
به حقوق فردی
و اجتماعی
انسان ها در
ايران رنج می
برند و به
آينده آزادی،
دموكراسی و
پيشرفت و
حقوق بشر
درايران می
انديشند می
خواهم كه به
اين ترفند و
عوام فريبی
اعتراض كنند
و اجازه
ندهند كه اين
رفتار كه
تاكنون در
انحصار
ارباب قدرت
بوده است،
اينك به حوزه
رفتار كسانی
كه خويشتن را
مخالف سياست
های حاكم بر
ايران می
دانند گسترش
يابد.
محمد امينی
سی آبان
هشتاد و سه
m.amini@cox.net