Iran National Front, USA

Home Page

Site Map

Return to Document Page

Views: On Those Who Try To Ridicule 1953 Coup Day Reminders. An Attempt to Eradicate the History of Iran National Movement in Peoples Mind.
By: Dr. Mohsen Ghaemmagham
February 24, 2005
نقل از سایت ایران امروز

آقای بيل کلینتون هم روضه‌خوانی ٢٨ مرداد را سر داده!
 
  • مردم ما در صد سال گذشته سخت در تلاش و مبارزه برای کسب آزادی و دمکراسی بوده‌اند. مبارزات مردم شریف ایران از صدر مشروطه گرفته تا مبارزات قهرمانان در غروب نهضت مشروطه و بالاخره مبارزات ملی شدن نفت و جنبش ملی ایران و نیز امروز که برای همان هدف‌ها مبارزه می‌کنند، چون رنجیری بهم پیوسته‌اند. کوشش برای زدودن خاطره ٢٨ مرداد و بسخره گرفتن بالغ بر پنحاه سال مبارزه بعدی مردم ایران برای باز ستاندن آنچه در آن زمان تاریخ ساز از دست دادند تلاشی مذبوحانه است.
  • image
    دكتر محسن قائم مقام – نیویورک
    mgg19@Columbia.Edu
    پنجشنبه ٦ اسفند ١٣٨٣

    "پشت گلی و قهوه‌ای و عنّابی"
    از تصنیف‌های عارف در نکوهش رجال سیاسی چند چهره

    فرصت شرکت سلطنت طلبان در "فراخوان رفراندم" برای اولین بار ایشان را در یک صف اپوزسیون در کنار جمهوریخواهان قرار داد. هرچند این صف هنوز قوامی نیافته است ولی سلطنت طلبان آن چیزی را که سالها بدنبالش بودند، بدستش آوردند. چه پس از ربع قرن در کنار آنهائی قرار گرفتند که برای کسب آزادی و دمکراسی و اعمال حقوق بشر در ایران با ولی نعمت‌هایشان در مبارزه بودند. اما تحکیم وصلتی که هنوز شکلی کامل نگرفته و جنینی که هنوز از رحم بیرون نیامده نیاز به تئوری کار دارد. بهترین تئوری بعد از شعار اصلی ایشان "امروز فقط اتحاد" در هم کوبیدن چهره و نقش ٢٨ مرداد در اذهان عمومی است. و بفول خودشان " پلی بر ٢٨ مرداد زدن" است. بعبارتی یاد و خاطره روزی را از میان ببرند که سوای سلطنت طلبان، که خود عامل آن فاجعه بودند، دیگر ایرانیان را بنوعی بهم پیوند روحی داده است. خواستند نام این روز تاریخساز را "از سکه بیاندازند". برای انجام کامل این ترفند، ایشان به افرادی از اردوی جمهوریخواهان نیز نیاز داشتند که این تئوری‌ها را با زبان دیگر و از دهانهای دیگر بگویند که تنها آقای همایون این حرفها را نگفته باشند. مقالات در ردیف " عاشورا و روضه خوانی ٢٨ مرداد " از این آبشخور نشأت گرفته است.

    از "منشور ٨١" تا " روضه خوانی ٢٨ مرداد"

    آقای باقرزاده " منشور ٨١" را نزدیک سه سال پیش شکل داد. و بصورت خجالتی کوشش نمود که پای سلطنت طلبان را هم در آن باز نماید. چه ابتدا در صحبتهایش در امریکا می‌گفت که تصادفی باین صورت در آمده و سپس اضاقه کرد، حالا مهم هم نیست و سرانجام در تئوری اعلام کردند که «مهم هدف است، چرا شما این قدر به "وسیله" اهمیت می‌دهید؟» این نوع برخورد به مسأله از شخص تحصیل کرده‌ای بعید بود و بسیاری با یادآوری منطق" هدف از وسیله جدا نیست" به این منطق او تاختند. اگرچه بسیاری "منشور ٨١" را امضا نمودند ولی باین نکته پوشیده و ظریف آن بی‌توجه بودند. چنانکه بفاصله کوتاهی از بیرون آمدن منشور آقای دکتر منصور فرهنگ یکی از امضا کنندگان نوشت‌: «اگر قرار است سلطنت بیاید کاندیدای من برای سلطنت ابراهیم نبوی است ..... » و بدین ترتیب موضع خود را در برابر منشور ٨١ روشن کردند.
    آقای باقرزاده در مقابل آشکار شدن دم خروس، چون هنوز اردوی جمهوریخواهان را یک پارچه می‌دیدند از دفاع از حضور سلطنت طلبان در صف جمهوریخواهان موقتأ چشم پوشیدند و دیگر در این باب از ایشان حرفی شنیده نشد تا زمان طرح " فراخوان رفراندم " که راه را برای شرکت سلطنت طلبان در یک حرکت اپوزسنون جمهوریخواهی باز می‌گذاشت.
    این بار ایشان خجالتی بودن را کنار گذاشتند و بیکباره صدای " سلطنت طلبان " در صف " جمهوریخواهان" شدند و به تحکیم تئوری‌های ایشان و از جمله عمده آنها بحاشیه راندن " فاجعه ٢٨ مرداد " پرداختند.

    سکه یک پول را می‌خواهند سکه طلا کنند

    آقای دکتر باقرزاده زمانی که مثل امروز دنبال استفاده جوئی سیاسی از سلطنت طلبان نبودند در آستانه انقلاب ایران نشریه وزین "ایرانشهر" را بنا نهادند و احمد شاملو، شاعر و نویسنده نامدار ایران را بسردبیری آن دعوت کردند. یکی از سرمقاله‌های " ایرانشهر" در
    همان دوران با این تیتر شروع می‌شد: " شاه سکه یک پول شد! " و امروز می‌‌بینیم که ایشان با تحقیر ٢٨ مرداد و همکاری با سلطنت طلبان دنبال آنند که سکه یک پول را سکه طلا نمایند! در آن زمان ایشان در یکی از مقالاتش نوشت که من اولین فردی بودم که به خمینی " امام " خطاب کردم. یاد این شعر ایرج افتادم که " من کلنل را کلنل کرده ام! " و بعد وقتی شاملو خواست مقاله‌ای علیه خمینی و علیه شعار‌های آن دوران " باید.. فلان.. گردد، باید.. بهمدان گردد" بنویسد ایشان آقای شاملو را از سردبیری منفصل کردند. شاملو در این باره نوشت که من نمی‌دانستم که " نان خودم را می‌خورم و حلیم حاج رحیم خان را هم می‌زنم"در آنموقع آقای خمینی در نهایت قدرت بود. ارادت ایشان به آقای خمینی در آن زمان که بسیاری چنان بودند مورد سؤال نیست که موضوع گرایش به سلطنت طلبان ایشان در امروز جلو چشم می‌آید. که سلطنت طلبان امروز بزعم ایشان درخارج دم و دستگاهی دارند و آنطور که در امریکا می‌گفتند باید از آن استفاده کرد. و نیز تغییر جهت دادن‌های ایشان، بر حسب قدرت روز، که از ایشان بعید بود.

    صحبت عاشورا و مذهب شیعه

    ایسان در همان مقاله شدیدأ به مذهب شیعه و اعتقادات ایشان تاخته‌اند و "عاشورا " ی ایشان را مثل ٢٨ مرداد " آزادیخواهان " تحقیر کرده‌اند. اولأ من نمی‌دانم آقای دکتر باقرزاده مدافع حقوق بشر، از کی اجازه بسؤال کشیدن معتقدات دینی افراد را یخود داده‌اند. جدا کردن دین از ساختار حکومتی یک موضوع است و بسخره گرفتن اعتقادات دینی مردم موصوع دیگری است. همه ادیان از این گونه افراط گری‌ها و خرافات خود را دارند و این تنها مخصوص دین شیعه نیست. اینکه چگونه باید مردم را در باورهای دینی نادرست آگاه کرد موضوع این تحلیل سیاسی نیست و بحث ایشان هم در این زمینه نبوده است. روحانیون و حکومت داران اغلب از معتقدات مذهبی مردم سوء استفاده نموده‌اند. بیاد آورید نجات دادن " حصرت عباس " شاه را، هنگامی که حضرت بخواب ایشان آمد و گویا از حادثه مهیبی شاه را نجات داد. این معحزه را شاه در یکی از کتاب‌هایش نقل می‌کند و سفر‌های پرسرو صدای خانم شهبانو به زیارت امام رضا و غیره که البته اینگونه مثال زدنها قواره برنامه سیاسی آقای باقرزاده نیست.
    "عاشورا" را مردم مظهر مقاومت در برابر ظلم، نمایش ایستادگی و ایثار می‌دانستند و می‌دانند. اینکه داستان بدقت چگونه بوده، که در میان خود مذهبی‌ها هم مورد اختلاف نظر است ، این یک موضوع و اینکه سمبل‌ها و نشانه‌های کارهای نیک و اغلب فرا بشری، در میان مردم را بخواهیم تحقیر کنیم موصوع دیگری است. صحبت آنست که ایرانیان " سوک سیاوش " داشته‌اند و قهرمانانش بعد از اسلام تغییر یافته و به عاشور و امام حسین تبدیل گشته است. لذا همه اش هم اعتقادات مذهبی نیست. مردم " خوبی‌های در ذهن خویش " را در سمبل‌هائی قرار می‌داده‌اند و می‌دهند و از آنها بزرگداشت بعمل می‌آورند.
    اینکه واقعه عاشورا کوچک تر از هزار واقعه پس از آن بوده و یا هزار فاجعه بزرگتر از ٢٨ مرداد پس از آن رخ داده تغییری در ارزش تاریخی هردو واقعه نمی‌دهد. در نظر بیاوریم که مردم فرانسه روز ١٤ ژوئیه، روز فتح باستیل را پس از افزون بر دویست سال جشن می‌گیرند. در حالیکه در آنروز تعداد بسیار کمی، گویا ده پانزده نفر، از زندان باستیل آزاد شدند. ولی انتخاب این روز بعنوان روز انقلاب جنبه سمبلیک برای مردم فرانسه دارد. و نیز با تمام کوچکی فتح باستیل، تنها بحساب یک راقعه، در برابر وقایع دیگر، هیچ واقعه‌ای باندازه انقلاب کبیر فرانسه، که فتح باستیل سمبل آنست، از فرانسه گذشته دنیا را تغییر نداده است.

    آئین‌های ملی و دینی عرصه‌ای از نمایش احساسات مردم

    مردم ، بخصوص طبقات بی‌چیر جامعه، در برنامه‌های "سوگواری" یا "نمایشات جشن‌های ملی، مانند عید نوروز، یکنوع گرد هم آئی‌های آئینی و مذهبی را سالانه برگزار می‌کنند. آنهائی که برای گرد همائی‌های خود هیچ جائی بجز مسجد و یا میدانهای دهات ندارند. و برای نشان دادن احساسات عمیق و اغلب در هم کوفته شده خود هیچ وسیله و طریق دیگری نمی‌‌شناسند. تا بوده همین گونه بوده است و آئین برگزاری جشن‌ها و سایر مراسم ملی و مذهبی نیز بر همین پایه بوده است. اینکه از این احساسات حکام دینی و مملکتی سوء اسفاده کرده اند، و جهت و در برخی موارد شکل آنها را نیز عوض کرده اند، یک موضوع است ولی اینکه این نمایشات " کار انگلیسی‌هاست " و مخترع آن " روحانیون " یا " حکومتیان " هستند موضوغ دیگری است. در طول تاریخ، مردم همه جهان احساسات و باورهای دینی و ملی جود را، به نمایش می‌گذارند و ربطی به کمیت و کیفیت موضوعی که بدور آن حلفه بسته‌اند ندارد. در شکل عاشورا مردم از " مقاومت در برابر ظلم و ایستادگی برای دفاع از اصول و عقایدی که بآن ایمان دارند" بزرگداشت می‌گیرند و از اینکه مذهب شیعه در طول تاریخ مورد پیگرد بوده و ایرانیان بهر دلیل یا بهر وسیله شیعه شده‌اند و شیعه مانده‌اند از این مذهب دفاع می‌کرده‌اند. وگاه، مثل زمان مقابله با عثمانی‌ها، مدهب شیعه، در برابر مدهب سنی‌ها، وسیله‌ای برای حفظ مملکت بکار رفته است. لذا همه این حقایق تاریحی ملی و دینی را در جوال "خرافات مذهب شیعه " نمی‌توان ریخت. و نادرست است که بمردم تاخت که چرا از واقعه ی در اصل آنچنان کوچک چنین بزرگداشتی می‌گیرند.
    این شکل در گرد دین یا آئینی حلقه زدن و آنرا در خدمت مردمی در آوردن را در بسیاری از ملل دیگر هم مشاهده می‌کنید. ایرلندی‌ها در برابر انگلیسی‌های پروتستان بدور دین کاتولیک، فلسطینی‌ها بدور اسلام، اسرائیلی‌ها بگرد دین یهود ووو... هرچند با تعییر دنیا و رشد لائیسیته در جوامع انسانی ، حرکت این جنبش‌های ملی در قالب مذهبی روز بروز بیشتر و بیشتر شکل لائیک بخود گرفته و می‌گیرد و دنباله صحبت در مورد ایران، بسیاری از فعالین مذهبی استدلال می‌کنند که مردم ما مذهبی و شیعه هستند و لدا هر کاری باید بشکلی بر اساس مذهب بچرخد.در حالیکه مردم ما در زمان حکومت ملی دکتر مصدق ، و در اوج نهضت ملی ایران نشان دادند که اگر موضوع منافع ملی ایران پیش آید، مدهبی‌هایش هم ، در آنزمان بازار و اصناف، آیت الله کاشانی را هم رها می‌کنند و بدنیال مصدق و نهضت ملی ایران می‌روند! و در این دوران نیز که حکومت قرآن‌ها را بر سر نیزه کرده است باز مردم بدنبال برقراری آزادی و دمکراسی در کشورند تا قبول سلطه مذهبی و در این مورد نشان دادند که " اصلاح طلبان مذهبی " را هم وسیله‌ای برای کسب آزادی و دموکراسی می‌دانند تا قبول باورهای دینی ایشان. و در جنگ ابران و عراق نیز مردم ایران و عراق هردو در عمل نشان دادند که مسائل و مناقع ملی برای ایشان از باورهای دینی، در این مورد مذهب شیعه مهمتر است و عرب تبار‌های سنی ایران هم بدنبال صدام عرب سنی نرفتن

    روضه خوانی٢٨ مرداد کلینتون

    ٢٨ مرداد که مسیر آزادی و دمکراسی را در ایران تغییر داد و چون سدی در برابر حرکت جنبش ملی ایران قرار گرفت، آنرا به طنز " روضه خوانی" خواندن، آنهم از دهان کسیکه خود را طرقدار مصدق می‌دانسته یا می‌داند، زشت و نا سند است. من یاد ندارم که دولت انگلیس و دولتمردان محافظه کار آن چون چرچیل و ایدن هم به سمبل‌های ملی ما چنین بی‌حرمتی کرده باشند! در حالیکه امروز بیل کلینتون، رئیس جمهور سابق امریکا، پس از ٥٢ سال گذشته از ٢٨ مرداد و کودتا و مصدق می‌گوید" ما ایرانرا از دمکراسی محروم کردیم!". برای کلینتون، با آنچه در خاورمیانه می‌گذرد هنوز ٢٨ مرداد موضوع روز است و امریکا را مسؤل می‌بیند که با انجام کودتا کار را باین مرحله سخت و مشکل کشانده است. و بخوبی می‌بینیم که ٢٨ مرداد نه تنها روضه خوانی نیست بلکه صحبت روز در مجامع جهانی است. در اینجا باید پرسید که آیا بنظر این روشنفکرانی که نان را بنرخ روز می‌خورند " کلینتون هم به روضه خوانی سر داده"؟

    ارز یابی جقوق بشر ترازو ندارد

    حقوق بشر در ١٩٤٨ از طرف رژیم سلطنتی امضا شد. حقوق بشری که پس از بقدرت رسیدن کودتا در سال ١٩٥٣ هیچگاه عملی نشد. بطور نمایشی در زمان حکومت شاه به زنان حق رأی دادند. از خانم پروانه اسکندری فروهر در همان زمان سؤال کردند که نظرش در مورد اعطای حق رأی بزنان چیست و او بلافاصله پرسید که مگر مردان حق رأی داشتند که بزنان حق رآی داده باشند؟ حضور و قبول "اعلامیه حقوق بشر" در هر دو قانون اساسی پیشین و در قانون اساسی جمهوری اسلامی موجود است. هردو رژیم ، شاهی و اسلامی ، مثل چارلی چاپلین همه چیز داشنند و دارند ، کلاه، عصا، لباس فراک...ولی همه آنها بمفت هم نمی‌ارزید و بدرد کاری نمی‌خورند!
    برای تعیین حقوق بشر ترازو وحود ندارد. جنایت جنایت است و تجاوز به حقوق انسانی محکوم است. کسی که یکنفر را بکشد یا ده نفر را از پای درآورد اگر بعمد باشد یک مجازات دارد.

    سد آینده کسی یا سد رهبری آنهائیکه گدشته دیکتاتور مراد خود را محکوم نمی‌کنند؟

    ما نمی‌خواهیم آنهائیکه در گذشته با دیکتاتورها همکاری کرده‌اند را، در هر شرایطی، از آینده محروم کنیم. بلکه کسانی که خود را کاندید رهبری مردم می‌کنند و می‌خواهند آینده ایران و مردمش را با آرمانهای خود بسازند، باید پاسخگوی گذشته تاریخی خود باشند. ما نمی‌خواهیم آینده را از هیچ شهروندی بستانیم. ما می‌گوئیم تا زمانیکه تعطیل پنجاه سال مشروطه و تجاوزات به قانون اساسی وقت و حقوق بشر در دوران گذشته بطور شایسته‌ای محکوم نشده است و تا وقتی به کودتای ٢٨ مرداد ، فاجعه ایکه سدی در برابر حرکت آزادیخواهانه ملتی گردید ، برخورد منطقی نشود و بخواهند حقایق تاریخی را کودکانه و یا مزورانه بفراموشی بسپارند، نمی‌توانند درکنار جمهوریخواهان برای ساختن آینده در یک صف بایستند. و ما قبل از آنکه ایشان ازاشتباهات، و احیانأ اعمالی بیشتر از اشتباهات بمنافع ملی ایران، سخنی درخور موصوع نگفته‌اند و همچنان از محمد رضا شاه با تمام تجاوزاتش به قانون اساسی و حقوق بشر ، که سرنوشت ملتی را بازیچه خودسری‌های خود قرارداده بود بعنوان سازنده و قهرمان ایران یاد می‌کنند، ما نمی‌توانیم و شایسته نیست که نقش " معرف" و یا " ضامن" ایشانرا در جامعه‌ای ایفا نمائیم که مراد و نخبگانشان در آن جامعه جنایت کرده اند! شما سلطنت طلبان امروز را با مذهبی- مکتبی‌های گذشته نظیر اکبر گنجی‌ها و‌هاشم آغاجری‌ها نمی‌توانید مقایسه نمائید، چه گروه مکتبی-مذهبی از دیکتاتوری اسلامی سربرتافته، روند گذشته مملکت در چنگال جمهوری اسلامی را با صراحت محکوم می‌کنند. آینده ایکه ایشان ارائه می‌دهند با آن گذشته مکتبی-مذهبی توفیر اساسی دارد. حق بر اینست که سلطنت طلبان هم بیایند و مانند آنها حکومت جودکامه شاه را محکوم نمایند!

    ما از حضور و حرکت دمکراسی در همه گروهها استقبال می‌کنیم!

    بسیار جای مسرت است که مشاهده می‌شود که گروههای سلطنت طلب بسوی دمکراسی و حقوق بشر روان‌اند و در تأئید و تآکید آن سخن می‌گویند. اینکه آقای رضا پهلوی می‌گوید که مردم ایران هفتاد سال است که دنبال دمکراسی هستند و یا بر خلاف نظرات بسیاری از سلطنت طلبان در گذشته یا حال، مخالفت خود را با حمله نظامی امریکا بایران اظهار داشته‌اند بسیار مغتنم است. و بهمان صورت از منشورجمهوریخواهی اکبر گنجی و یا دمکراسی خواهی دکتر‌هاشم آقاجری و دیگران که در اردوی مذهبی‌های مکتبی بودند و امروزه بجمع اپوزسیون طرف دار قوانین لائیک پیوسته‌اند شادمانیم و همه این حرکت‌های مترقی را موفقیتی برای آزادیخواهان بشمار می‌آوریم! و عملآ این تغییرات در افراد و گروهها، چه اساسی و چه بعنوان قدمی بجلو، شرط لازم ساخبن جامعه آزاد و دمکرات آینده است.
    در جامعه جدیدی که باید ساخته شود، لازم است که مسأله قبول آزادی و دمکراسی در وسیع ترین شکل در میان گروهها و دسته‌ها و سطوح مختلف مردم مسأله‌ای حل شده و پشت سر گداشته شده باشد. تنها موضوع ما با سلطنت طلبان برای آنکه در یک صف مبارزه نمائیم آنست که باید بتوانیم بایشان اطمینان نمائیم و حد اقل شرط اطمینان بریدن کامل ایشان از دیکتاتور‌ها در گذشته است. بقول دوستی در گفتگوی پلتاکی هفته گذشته اتحاد جمهوریخواهان: شما نمی‌توانید بگوئید من دمکرات هستم ولی طرفدار هیتلرم و یا در ایران بگوئید آزادیخواه و هوادارحقوق بشر هستم ولی مرید و طرفدار محمذ رضاشاه‌ام!

    در خاتمه

    مردم ما در صد سال گذشته سخت در تلاش و مبارزه برای کسب آزادی و دمکراسی بوده‌اند. مبارزات مردم شریف ایران از صدر مشروطه گرفته تا مبارزات قهرمانان در غروب نهضت مشروطه و بالاخره مبارزات ملی شدن نفت و جنبش ملی ایران و نیز امروز که برای همان هدف‌ها مبارزه می‌کنند، چون رنجیری بهم پیوسته‌اند. کوشش برای زدودن خاطره ٢٨ مرداد و بسخره گرفتن بالغ بر پنحاه سال مبارزه بعدی مردم ایران برای باز ستاندن آنچه در آن زمان تاریخ ساز از دست دادند تلاشی مذبوحانه است. تحقیر و به تمسخر گرفتن ٢٨ مرداد ، روز به نابودی کشاندن بخش بزرگی از مبارزات باشکوه یک ملت برای برفراری آزادی و دمکراسی در میهن خود، برای وارسین جکومت کودتا و ستانشگران حکومت دیکتاتوری محمد رضاشاهی تلاشی برای زنده ماندن است و برای جمهوریخواهان و طرفداران دکتر مصدق در گذشته و دریوزگان بزعم خود قدرت کاذب سلطنت طلبان خارح از کشور خفت بی‌چون و چرا در برابر ملت ایران است.

    محسن قائم مقام – نیویورک
    mgg19@Columbia.Edu
    ٢٢ فورنه ٢٠٠٥
     

    Return to Document Pag

     

    بازگشت به صفحه اول

    http://JebheMelli.net

    Persian Font
    Free Download

    Visit Mossadegh Section our Solute to Dr. Mohammad Mossadegh
    And visit
    JebheMelliArchives.net the Archive Site for INF-US

    This website is published by Iran National Front - USA; organized by Iran National Front-New York Section.
    Iran National Front USA - PO Box 136, Audubon Station - NYC, NY 10032 - 
    Contact@JebheMelli.net
    Webmaster: webmaster@JebheMelli.net

    © Copyright 2000, 2001, 2002, 2003, 2004, 2005  Iran National Front USA, all rights reserved.